همانژیوم یا گلوموس تومور ؟

همانژیوم یا گلوموس تومور ؟

با خشکسالی امسال زرد آلوی منم دیر شکوفه داد ولی بازم جای شکرش باقی است که بهار منتظر بی مصرف نشد

قا طری که خرچنگ شد!
حسن نو جوان 18 ساله از اهالی رشید آباد کشت ورزه بخش زز و ماهرو که در روستای محل اقامتش معروف بود که چموش ترین قاطر ها را رام کرده و از آنها سواری میگیرد ؛ امروز در چنگال بی رحم خر چنگ کانسر گر فتار شده ؛
کو دکی بی قرار که لحظه ای در جایی بند نمی شد اکنون جوانی اش به تاراج جهالت و بی توجهی می رود و مدتهاست که نتوانسته از اطاق کو چکش خارج شود. داستان او از آنجا شروع شد که در یک بعد از ظهر گرم تابستان هوس گاو سواری میکند در یک لحظه بر گرده گاو نشسته و با تمام سرعت شیب تند مرتع مجاور خانه شان را سوار بر پشت گاو به سمت دره می تازد !
در نزدیکی انتهای شیب گاو چموش حسن را به زمین می زند , بدنبال این اتفاق قسمت بالای زانوی چپ حسن دچار تورم می گردد به مدت 3 ماه حسن و خانواده اش به خیال اینکه این ورم روزی از بین خواهد رفت منتظر می مانند ولی نه تنها ورم از بین نرفت که بر میزان آن هم افزوده شد . در مراجعه به خانه بهداشت و درمانگاه در چندین نوبت تحت درمان سر پایی ضرب دیدگی قرار میگیرد ولی از بهبودی خبری نمی شود هر بار پزشک چند عدد مسکن تجویز می کرده و بس ! عکس بر داری به بهانه دوری راه انجام نمی گیرد انگار جهل خانواده و مسولیت نا پذیری در پی گیری بیمار دست به دست هم داده بودند تا داستان تلخ ما را خلق کنند. قصدم نه نکوهش و تکفیر دیگران است و نه منزه جلوه دادن خودم ؛ فقط می خواهم با باز گفتن حقیقت ماجرا نشان دهم که چه میزان عدم پیگیری بیمار و آگاهی ندادن به او در مورد عواقب گوش نسپردن به دستورات پزشک ؛
می تواند پر هزینه باشد.
حسن به استئو سارکوم مبتلا شده بود درد لحظه ای امانش نمی داد ؛ ورم مختصراولیه حالا دیگر به توده ای تبدیل شده بود که قابل چشم پوشی نبود ؛ خانواده تازه تصمیم به بردن بیمار به شهر گرفته بود ند ؛ غافل از اینکه سرطان از طریق گردش خون ریه های بیمار را مبتلا نمود ه بود.
استئو سارکوم چیست؟
استئو سارکوم شایعترین تومور بدخیم استخوان در نوجوانان و دومین تومور بدخیم استخوان در تمامی سنین می باشد.
این تومور عمدتا در کودکان و یا نو جوانان اتفاق می افتد اگر استئو سارکوم در بالغین دیده شود معمولا عارضه بیماری پا ژه و یا رادیو تراپی می باشد.
در سبب شناسی تومور مو تاسیون ژن تی پی 53 در موارد تک گیر تومور گزارش گردیده است . همچنین بروز بیش از حد انکو ژن ام دی ام 2 نیز در بسیاری از موارد گزارش گردیده است.
تومور معمولا در اطراف زانو تشکیل می گردد , استخوان را تخریب کرده و وارد بافت نرم می شود بیمار از درد موضعی و تورمی که به تدریج بر میزان آن افزوده می شود شکایت دارد.
تومور بطور زود رس و از راه خون به ویژه به ریه ها متاساز میدهد. در گرافی از تومورتخریب نا منظم متافیز که کورتکس را در یک یا چند نقطه پاره کرده است دیده می شود. سی تی اسکن ریه می تواند متاستاز را نشان دهد و ام آر ای میزان تها جم را به بافت نرم نشان میدهد. مثلث کادمن که در واقع تشکیل استخوان جدید در
کنا ره های پریوست میباشد و نمای اشعه خورشید که تیغه های استخوان جدید در داخل تومور میباشند دو
نمای معروف تومور در گرافی ساده می باشند.
درمان تومور جراحی قطع عضو و شیمی درمانی است. شیمی درمانی قبل از انجام جراحی آغاز و تا 6 الی 12 ماه بعد از جراحی ادامه میابد.
پیش آگهی بیماری نسبت به گذشته بهبود یافته است بخصوص اگر تشخیص زود هنگام برای بیمار داده شود.
دوستان و همکاران بهورز توجه کنند چون تظاهرات اصلی این نوع سرطان درد و ورم موضعی است به راحتی میتواند علایم یک ضرب دیدگی را تقلید نماید ؛ بنا بر این در هر نو جوانی که از درد و ورم مفاصل یا اندامها شکایت دارد و بهبودی ضربدیدگی اش به طول می انجامد باید به فکر استئو سارکوم باشیم ! بخصوص اگر محل آن اطراف مفصل زانو باشد.

اما حسن داستان ما در زمان تشخیص دچار متاستاز های ریوی گردیده بود بر نامه های شیمی درمانی را نیز در نیمه راه رها نمود و زیر بار جراحی هم نرفت. اگر تشخیص برای بیماریش زود تر گذاشته میشد شاید امروز او نه این چنین بود که می بینید و نگاه منتظر و نگران مادرش جوابی دیگر می یافت!
منابع:
1.outline of orthopaedia 13th ed,2001
2.basic pathology 7th ed,2003
عکسها ی تهیه شده واقعی بوده و مر بوط به خود بیمار حسن بهراموند ؛ مادرش که هنگام معاینه با چشمانی نگران از پشت پنجره کو چک خانه شان مرا می نگریست و منتظر معجزه ای از طرف من بود ؛ و دهکده زیبای رشید آباد از توابع خانه بهداشت علی آباد کشت ورزه میباشد.
در انتها از زحمات بهورزان خانه بهداشت علی آباد کشت ورزه خانم خورشید وند و آقای امیر هوشنگ مرادوند و کاردان خستگی نا پذیر آقای بهمن طاهر پور که مرا در یافتن مورد بیماری یاری داده اند قدر دانی مینمایم.
پزشک خانواده بخش زز شرقی و ماهرو
گل پسر
فقر چهره زشتی دارد ؛ آنقدر زشت که گاهی آدمی نمی تواند در مقابل تصویری که در جامعه دامن میزند تاب و تحمل بیاورد.
طبق آمار سازمان ملل متحد در سال 2003 نزدیک به 2% از جمعیت ایران زیر خط فقر به سر می برند.اما سازمان مدیریت و برنامه ریزی این آمار را 1.2% می داند یعنی نزدیک به هشتصد هزار نفر در ایران زندگی رادر زیراین خط پهن طی می کنند.
ولی فقر در اینجایی که منم بخش زز و ماهرو ملموس تر از آنست که نیازی به این آمار و ارقام
برای درک آن باشد هر روز و هر ساعت در گوشه و کنار این نقطه دور افتاده آثار فقر که در اینجا با جهل و نادانی همراه شده به چشم می آید. و چنان همراهی این دو با هم کار ساز شده که
گاهی دل را ریش و جان را پریش میکند.
حکایت ما حکایت شیخان است ؛ شیخان علیا و سفلا , نزدیک به پنجاه دقیقه از مرکز بخش زز که فاصله بگیری به شیخان سفلی می رسی دهکده ای زیبا که در عین بر خورداری از طبیعتی بکر بسیار فقیرانه در دامنه کوهی آرمیده است.
شب 27 ماه رمضان در یکی از کلبه های گلی این دهکده حکایت ما به وقوع پیوست زیبا مرادی زن سی و شش ساله ای که مدتی بود به دلیل رفتن همسرش به شهرستان ساوه برای کارگری علاوه بر وظایف دیگر سر پرستی چهار فرزند خود را نیز به عهده داشت .
زیبا برای پنجمین بار حامله شده بود و در انتظار تولد فرزندش به سر میبرد ؛ هنگام سحردرد در جانش پیچید با این درد بیگانه نبود دردی که هر زنی با تحمل آن مسیح وار کامل می شود . لذت مادر شدن توانایی زایش و هستی بخشیدن تمام اینها تحمل این درد را برایش سهل تر می نمود ؛ تنها تفا وتی که بود اینبار همسرش در کنارش نبود.و جهل و نادانی که گاهی نام سنت بر خود می نهد مانع از آن میشد که به زایشگاه یا در مانگاه مراجعه نماید.
درد بی طاقتش کرد کو دکان در خواب بودند ؛ فقط دختر دوازده ساله اش با ناله های مادر از خواب پرید
دخترک خواست به دیگران خبر بدهد مادر منع اش میکند و به خیال اینکه مشکلی نخواهد بود به تحمل درد ادامه میدهد ساعتی بعد نوزادی دختر به دنیا می آید زیبا با تیغ بند ناف را قطع میکند و با نخ خیاطی ناف بچه را می بندد.
اما این بار داستان مثل دفعات پیشین جلو نمی رود دفع جفت از مادر انجام نمی شود و انتهای مادری بند ناف به درون واژن میرود و زیبا به دنبال خونریزی فوت میکند بدون اینکه حتی از آشپز خانه ای که اتا ق لیبرش بود خارج شود!!
اهالی تا صبح روز بعد از موضوع بی خبر می مانند . بدنبا ل طلوع خورشید ناله های نوزاد گرسنه و بی مادر به هوا بلند می شود؛ خواهرش که اکنون دیگر باید شانه های کو چکش سنگینی مادر بودن را متحمل می شدند در پی چاره جویی کسی را به مرکز بهداشتی و درمانی می فرستد تا برای نوزاد شیر خشک تهیه نمایند.
بعد از اینکه از مو ضوع اطلاع یافتیم با توجه به اهمیت مرگ و میر مادران باردارنزد شبکه دانشگاه و حتی یونسکو و اینکه از چگونگی ماجرا خبر دار شویم به رو ستای شیخان رفتیم جاده نا هموار فقط توانست ما را تا نزدیکی محل زندگی زیبا ببرد در مسیری سخت گل آلود با پای پیاده برای دیدن تازه ترین قربانی فقر و جهل به خانه زیبا مرادی رفتیم.
مشکل دهکده شیخان این است که با وجود حدود صد خانوارساکن؛ روستا نه تنها خانه بهداشت ندارد بلکه حتی جزوء روستا های قمر هیچ یک از خانه های بهداشت نمی باشد؛ ظاهرا تیم سیاری عهد ه دار مسایل بهداشتی روستا می باشد! مشکل دیگر روستا نداشتن جاده است که همین مو ضوع دسترسی به روستا و سرویس دهی به ساکنین را مشکل نمو ده است.
از طرفی پیگیری تاسیس خانه بهداشت ظاهرا در هزار توی بروکراسی اداری به فراموشی سپرده شده است.
شاید مرگ زیبا مرادی لحظه ای ما را که عهد ه دار مسئولیتی می باشیم نهیب زند . زیبا در طی بار داریش هیچگونه مراقبتی در یافت نکرده بود. هیچ آموزشی ندیده بود و جهلی که بر فرهنگ او و هم ولایتی هایش سایه افکنده زایمان در زایشگاه را ننگ میدانست پس او هیچ راهی نیافت الی راه نیستی ؛ مادری 36 ساله مرده است پنج کودک او که بزرگترینشان فقط 12 سال دارد باید روزهای زیادی را بدون او و در حسرت او بگذرانند و زندگی را ادامه دهند.
مانی نقاش ساسانی در آستانه مرگ خود خطاب به شاپور چنین گفت:
در ویرانی پیکر من آبادانی جهانی ست !
بیایید ما هم در ویرانی جسم زیبا آبادانی شیخان را رقم زنیم و در مقیاسی کوچکتر از مانی نقاش؛ نگذاریم کودکان بیشتری از نعمت مادر محروم گردند.
پیگیری تاسیس خانه بهداشت و نجات آن از هزار توی بروکراسی شاید امروز وظیفه اصلی ما باشد تا دیگر شاهد چنین حکایت تلخی نباشیم.
تا زمانی که فقر و جهل قر بانی می گیرد ؛ کنج عافیت طلبیدن گناهی است که آیندگان از آن به راحتی نخواهند گذشت !
در خاتمه لازم است از زحمات همکار جوان و پر انرژی ام دکتر طاها احمدی نژاد که زحمت بازدید از روستا را به عهده داشته اند و همچنین کاردان دلسوز و خستگی ناپذیر مبارزه با بیماریها آقای طاهر پور که در تهیه این گزارش مرا یاری داده اند تشکر نمایم.
پزشک خانواده بخش زز و ماهرو